|
اشعار فاطمي چه روزها که به راهت نشسته ام بی تو ---- به زیر بار غمت دل شکسته ام بی تو
| |||||||||||||||||
|
مادر ، مظهر محبت خدا
دعا می کنم خدای مهربون همه مادراتونو براتون حفظ کنه راستش تا می تونید به اونها خدمت کنید و محبت کنید. و سعی کنید اونهارو ناراحت نکنید . اگه اشتباها ناراحتشون کردید زود از دلش دربیارید. وقتی از دست آدم میره تازه می فهمه که مادر داشتن یعنی چه؟! با حرف درست نمیشه ؟! ما کوتاهی کردیم . شما مثل ما نباشید. قدر مادراتونو بدونيد. 31/03/1390 ساعت یک نیمه شب
موضوعات مرتبط: خاطرات تلخ و شیرین، یادداشت ها و دل نوشته ها برچسبها: مادر, داغ مادر, سال 90 نود, پدر و مادر, قدرشناسی, پرستاری [ سه شنبه 31 خرداد1390 ] [ 1:23 ] [ حمیدرضا فاطمي ]
سال 90 دو تا مادر از دست دادم. یکی مادر عزیز خودم در بهار و یکی هم مادر خوب همسرم در همین ایام که او هم با زحماتش حق مادری به گردنم داشت. البته نمی خواستم ناراحتتون کنم ولی حالا که روز شهادت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها ) است می نویسم. دوستان وبلاگی در همه خوشی ها و ناخوشی ها در کنار هم هستند. گاه شده غمها و ناراحتی ها و بیماری ها و مشکلات همدیگر را با دعا و توسل حل می کنند. راستش آدم تا وقتی کنار خانواده و اطرافیانش هست خیال می کنه همیشه هستند و به قول معروف مرگ مال همسایه است! اما وقتی از دستشون میده تازه می فهمه که چه نعمت بزرگی بودند و ما قدرشون رو نمی دونستیم. مخصوصا پدر و مادر و مخصوصا مادر . این را نوشتم تا اول دوستان قدر خانواده و پدر و مادران عزیزتونو بیشتر بدونید ، اونها رو اصلاً ناراحت نکنید و هرکاری که از دستتون برمیاد در حق اونها کوتاهی نکنید. دوم اینکه برای مادران عزیز من هم فاتحه ای با سه تا قل هوالله بخونید و برای غفران و رحمت اونها و همه مومنین دعا بکنید. خداوند همه رفتگان شما را هم غریق رحمت خودش کند و با اهل بیت عصمت و طهارت (ع) محشور نماید. سال نود با همه سختی اش رفت و بشد از پی بدبختی اش غصه به آرامش من پا گذاشت داغ دو مادر به دلم جا گذاشت چرخ ز ما « گوهر دریا » گرفت مهر و محبت همه از ما گرفت موضوعات مرتبط: خاطرات تلخ و شیرین، یادداشت ها و دل نوشته ها، اعمال روزها و ماهها-مناسبت ها، فقط اشعار ! برچسبها: مادر, داغ مادر, سال 90 نود, هم بلاگی, پدر و مادر, قدرشناسی [ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 2:52 ] [ حمیدرضا فاطمي ]
یا فاطمه به سجده بگویم به صد نفس
مولای من تویی و به فریاد من برس
دانلود برگ خوشنویسی یا فاطمه(س) در اندازه 1.28 مگابایت برای نوشتن این برگ خوشنویسی ساعتها وقت گذاشته ام . برای گفتن این یک بیت شعر که ترجمه همین جمله است یک شب تا صبح بیدار مانده ام . سرودن آن چند بیت شعر که باز مرتبط با این جمله است چند سال طول کشیده است . شاید بگویید چرا من اینقدر این عبارت را تکرار کرده ام ؟! پاسخ سوالتان را در ادامه مطلب می نویسم . منتهی اگر خواندید حتما برای ما هم دعا کنید ... تمام مطالب مرتبط با حضرت زهرا (سلام الله علیها ) در این وبلاگ موضوعات مرتبط: حضرت فاطمه زهرا (س)، یادداشت ها و دل نوشته ها برچسبها: خوشنویسی, یا فاطمه, یا فاطمة الزهرا, خطاطی, ولادت, شهادت, فاطمیه, ذکر در سجده, یا مولاتی یا فاطمة اغیثینی, نماز استغاثه به حضرت بتول صلّى اللّه عليها ادامه مطلب [ شنبه 16 اردیبهشت1391 ] [ 19:55 ] [ حمیدرضا فاطمي ]
باغ گل صد هزاران گل به الـوان قشنـگ آفـرید از خاک بی احساس و رنگ نرگس و نسرین و یاس و نسترن گونه گون و بـو به بـو و رنگ رنگ گــل بـرو یـد مظـهر لطـف خــدا در زمین و کوه و دشت و پای سنگ فصل تابـسـتـان و پاییــز و بهــار در زمــان صلـح و در میـدان جنـگ برگ گل ها در لطافت چون حریر تیــغ هـایـش تیــز چـون تیـر خدنگ عطرگل ها دلنشین چون بوی یار غنچه هایش بسته چون لبهای تنگ می روم در باغ گل با شور و شوق بـاز می گـردم از آن بـا پـای لنگ عمر گل یک چند روزی بیش نیست بـاد بـرگــش می ربـایـد بـی درنـگ باغبان چون ساعتی گردد به خواب قاتل گل ، قیچی و بیل و کلنگ ! حمیدرضا فاطمی - بهار۱۳۸۰
بقیه تصاویر در ادامه مطلب : موضوعات مرتبط: ساير اشعار، بهار و عید نوروز و سال نو، فقط اشعار ! برچسبها: باغ گل, عطر گلها, گلهای زیبا, کوه و دشت, روئیدن گل در بهار, عکس گل زیبا ادامه مطلب [ شنبه 16 اردیبهشت1391 ] [ 1:35 ] [ حمیدرضا فاطمي ]
رهبر من نور چشمان من است عشق او آيين و ايمان من استذوالفقار حيدري در دست او طاعتش ميثاق و پيمان من استسيدي از نسل پاك فاطمه(س) هم ز نسل شير يزدان من است
در ولايت وارث آل نبي (ص) جانشيني از امامان من است
همچو مه تابد به قلب شيعيا ن نائب خورشيد پنهان من استدر هدايت سوي حق آرد مر ا اين هدايت سمت قرآن من است
دوستانش دوست مي دارم همي دشمن او دشمن جان من است
آنكه مهر او ندارد در وجو د بي گمان همكيش نادان من است
در سخن چون ابر مي بارد به دل در كوير خشك باران من است
در حضورش موج دريا ديده ام در كلامش راحت جان من است
در نگاهش غرق دريا مي شو م واژه هايش در و مرجان من است
قلب تارم را صفايي مي دهد جامع فكر پريشان من است
من مريد آن دل وارسته ام او مراد و پير عرفان من است
بوي يوسف مي دهد پيراهنش گرچه خوديعقوب كنعان من است
من چو سنگم او چو كوه بيستون من چو مورم او سليمان من است
من چو بلبل او چو باغ پر زگل من چوبرگ او سرو بستان من است
نام او ورد زبانم روز و شب عشق او درد است ودرمان من است
آرزوي ديدنش دارم به دل در فراقش شهر زندان من است
اي خوش آن روزي كه بينم رهبرم ساعتي در خانه مهمان من است
هرگز اي ياران دعايش مي كنيد شب نمازش ذكر ياران من است
روي خوبش با دو چشمت ديده اي چهره اش چون ماه تابان من است
غرق درياي تهاجم را چه غم ناجي كشتي ز طوفان من است
گر چه دشمن نقشه ها دارد بسي حامي او حي سبحان من است
در امانت او ‹‹ امين ›› انقلا ب در شجاعت شير ميدان من است
راه او باشد ره پير خمين (ره) رهرو راه شهيدان من است
افتخار ما بود ‹‹ سيد علي ›› سرور من جان جانان من است
چون فقيه وعالم است ودين شناس مرجع تقليد دوران من است
روز ششم ماه تير از سال شصت رهبرم جانباز ايران من است
اي خداوندا نگهدارش تو با ش چون دعاي او نگهبان من است
شعر امروزم كه وصف رهبر است بهترين اشعار ديوان من استپيروانش ني به پاكستان و هند درفلسطين است و لبنان من است
گوئيا مهدي(عج) چنين گويد كه او بهترين اصحاب و ياران من است
* ‹‹ امين ›› تخلص شعري رهبر معظم انقلاب است.
|
|||||||||||||||||
| تا زخمهای کهنه دل را دوا کنم |
با ذکر نام پاک تو ذکر خدا کنم |
| يافاطمه به سجده بگويم به صد نفس | مولای من تويی و به حاجت صدا کنم |
| تا پا نهم به خاک مدينه به ياد تو | خاکش ز بهر چشم ترم توتيا کنم |
| چون آن ضريح گمشده پيدا نمی کنم | اندر کنار قبر نبی عقده وا کنم |
| من عهد بسته ام که بميرم ز داغ تو | عهدی دگر کنم که به عهدم وفا کنم |
| غمهای آسمان که هجوم آورد به دل | رفع غم گران به حديث کساء کنم |
| مهدی کجاست تا که به امر ولايتش | سرهای دشمنان تو از تن جدا کنم |
التماس دعا حميد رضا فاطمی
حاج محمود کریمی: صحن بقیع خلوتت زهرا یا زهرا بیت الحرام انبیا زهرا یا زهرا
دریافت شعر به صورت پی دی اف PDF دریافت شعر به صورت تصویر (عکس)
با مطالب عالی و خواندنی ، حتما دانلود کنید :

( برای دیدن فایل های PDF نیاز به نصب برنامه Adabe Reader یا Acrobat Reader می باشد.)
بار حضر ببند و ... 
یکدم به مهربانی از کوی ما گذر کن
از روی لطف و رحمت در حال ما نظر کن
تا کی به کنج غربت در غیبتت بمانی
بار حضر ببـند و رو سوی ما سفر کن
از دوری تو ما را جان ها به لب رسیده
با پرتو ظهورت این شام ما سحر کن
دنیا ز ظلم و بیداد گو آخرالزمان است
فکری به حال و روز اوضاع این بشر کن
بهر دم ظهورت چشمم در انتظار است
وقتش رسید مولا ما را از آن خبر کن
غروب جمعه 20 اردیبهشت 1387
برای توسل به امام زمان (عج) جهت رفع مشکلات هفتاد مرتبه بگو :
یا محمدُ یا علی یا فاطمة یا صاحب الزّمان - أدرکنی و لا تُهلِکنی

یا فارِسَ الحِجاز أدرکنی -یا اباصالح المهدی أدرکنی(عج)
شعری بگویم از غم هجران که جان بسوخت
انـدر فراق دلبـر نا مهربان بسوخت
من آنچه را که گویم و خندم به ظاهر است
رازی درون سینه نهان، تا نهان بسوخت
تنها نه من ز غصه ی تو گشته ام نحیف
خلقی ز دوریت به زمین و زمان بسوخت
آتش گرفت جانم از این عشق جان گداز
کز انتظار دیدن رویت جهان بسوخت
باور نـداری ار سخنـم خود عیان ببین
چشم و دل و زبان و نهانم ، عیان بسوخت

مهدی بیا که چشم به راهت نشسته ام
دلهای پاک منتظران ، بی گمان بسوخت
دانـم چرا که رخ ننمـایی به هر کسی
آن کس که دید روی تو را ، شادمان بسوخت

شجره نامه سادات طباطبایی فرزندان امام حسن مجتبی (ع) -
این شجره را از روی کتاب « رساله انساب » نوشته خود آیت الله العظمی بروجردی (ره) تهیه کرده ام.
اگر تصویر را ذخیره نمایید در اندازه بزرگ نمایش پیدا می کند.
آیت الله العظمی بروجردی (ره) صد سال از زمان خودش جلوتر بود !

گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمین سید محمد رضا احمدی بروجردی نوه آیت الله العظمی بروجردی(ره) ( ضمیمه روزنامه همشهری سال 1383)
به مناسبت ۱۰ فروردین سالروز ارتحال مرجع بزرگ تقلید و زعیم عالیقدر شیعه ، حضرت آیت الله العظمی بروجردی (قدس سره)
زندگی داخلی آقای بروجردی هم از سهم امام نبود. از اجاره املاکشان و زمینهایی بود که در بروجرد داشتند چون پدرش متمول بود. همسر اول آقای بروجردی هم بسیار متمول بود که از زمینهایی که آن خانم داشتند همه را بخشیده بودند به آقای بروجردی .
ایشان مریض شده بود دکتر هم گفته بود شما ضعیف شدی و باید کباب بخوری کباب درست کرده بودند و سر سفره گذاشته بودند. آقای بروجردی بسیار ناراحت میشود و میگوید برای چه برای من کباب آورید. میگویند آقا شما مریضید و دکتر گفته باید کباب بخورید. ایشان میگویند این کبابی که شما درست کردید بو و دودش بیرون میرود و طلبهها ندارند و نمیتوانند کباب تهیه کنند من جواب خدا را چگونه بدهم و نخورده بودند. تا این حد رعایت میکردند یک چیزی که در آن زمانها بود و عامل موفقیت بود این بود که روحانیت و خصوصا روسای روحانیت مراجع زندگیشان بسیط بود. یعنی در عین حال که پول زیادی دست اینها بود و وجوهاتی که به دست اینها میآمد، زندگیشان، زندگی سادهای بود. مردم و طلبهها هم که نداشتند نگاه میکردند میدیدند که رئیس و مرجعشان همین طور زندگی میکنند. اصلاً توقع زیادی نداشتند یا مثلا علمای نجف هم همین طور بودند. ...

متن کامل مصاحبه در ادامه مطلب - خواندنی است حتما بخوانید
|
طبع مىخواهد كه وصف زینب كبرى كند
|
چون در مورد حضرت زینب کبری (سلام الله علیها ) شعری نداشتم و از طرفی دوست داشتم مطلبی راجع به آن بانوی بزرگوار در وبلاگم قرار دهم لذا شعری از شاعر بزرگوار جناب آقای -- عباس رسولی -- برگزیدم .
عذر شعر نگفتن امثال مرا هم ایشان در بیت اول آورده است !
طبع مىخواهد كه وصف زینب كبرى كند
لیك، قطره كى تواند صحبت از دریا كند؟
توسن طبعم در اینجا پاى در گل مانده است
مرغ بى پَر چون سفر بر عرصه عُنقا كند؟
نطق گویا عاجز است از شرح و ذكر وصف او
كى تواند خامه مدح آن ملك سیما كند؟
جد پاكش مصطفى، باب كبارش مرتضاست
مادرش زهرا كه مدحش ایزد یكتا كند
چون حسین و چون حسن دارد برادر، هر یكى
ناز بر موسى بن عمران، فخر بر عیسى كند
در شهامت بود وارث بر على مرتضى
همت والاى او تفسیر «كرمنا» كند
دختر زهرا كه در حجب و حیا و عصمتش
نقش مادر را به خوبى در جهان ایفا كند
در شجاعت چون حسین و در صبورى چون حسن
در عبادت پیروى از مادرش زهرا كند
دّر دریاى عفاف و گوهر گنج حیاست
عفتش یاد از حیاى مریم عذرا كند
گاه در آغوش گیرد اصغر لب تشنه را
تا بخوابد آب را در خواب خود رؤیا كند
گاه دلدارى دهد بر مادران سوگوار
گاه دلجوئى ز آل و عترت طاها كند
گاه آید بر سر نعش برادر از خِیم
از ته دل ناله و فریاد و واویلا كند
گاه هم گیرد ز دست دختران بى پناه
از خیام سوخته رو جانب صحرا كند
كیست چون زینب كسى كو در دیار كربلا
ناله جانسوز او تاثیر در دلها كند؟
كیست چون زینب كه با یك جلوه از نور رُخش
رخنهها در قلب موسى، در دل سینا كند؟
كیست چون زینب كه در راه رواج دین حق
مو به مو برنامه دین خدا اجرا كند؟
كیست چون زینب كسى كو در ره دین خدا
در جهان دار و ندار خویشتن اهدا كند؟
كیست چون زینب كسى كو با اسیرى خودش
خون پاك كشتگان كربلا احیا كند؟
كیست چون زینب كه با تدبیر مظلومانهاش
دشمن پست و زبون را تا ابد رسوا كند؟
كیست چون زینب كسى كو در میان دشمنان
چون على مرتضى در نطق خود غوغا كند؟
كیست چون زینب كه در بزم یزید بى حیا
خطبهاى ایراد كرده محشرى برپا كند؟
كیست چون زینب كه او با یك كلام آتشین
تنگ و تاریك این جهان در دیده اعداء كند؟
دختر شیر خدا بود و خودش هم شیر بود
كس ندیده شیر را كز روبهان پروا كند
در جهان املاء دین را كرده انشاء مو به مو
كیست چون زینب كه این املاء را انشاء كند؟
پیروى باید كند از دخت زهرا و على
هر كه مىخواهد كه راه دین حق پیدا كند
روز محشر گر به شكوه لب گشاید بى گمان
محشرى دیگر به پا در محشر كبرا كند
دشمنانش در سقر سوزند در نار غضب
دوستانش هم مقر در سایه طوبا كند
اى «رسولى» غم مدار از گیر و دار روز حشر
دختر زهرا اگر از راه لطف ایما كند
منبع تصویر و شعر : سایت تبیان
داستانی از توسل به حضرت زینب (س)